تبليغاتX
افسانه
دیداری ونوشتاری

دلم میسوزه از اینکه حقارت های عدهای تموم شدنی نیست

از این که یه مشت خل و چل ادعای فر هیختگی میکنن

...از اینکه از انسان بودن همچنان سرمستن اما خریت رو به غایت رسوندن

از دخترای هرزهء تاریخ مصرف گذشته ای  که برای بزرگ شدن

عرض اندام میکنن....

از یه مشت کفتار که تا  کم میارن گندکاریاشونو به پای آزمون وخطا میزارن

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 18:48  توسط افسانه  |